10 فیلم درباره هیلتر که ارزش دیدن دارند

دیکتاتورها همواره در تاریخ بشر جولان داده‌اند، از نخستین امپراتور و آتیلا تا ولاد دراکولا و تیمور گورکانی. اما با آغاز قرن نوزدهم، رهبران مستبد بیشتری در یک فاصله‌ی زمانی کوتاه ظهور کردند: ژوزف استالین، بنیتو موسولینی، عیدی امین، مائو تسه‌تونگ و آدولف هیتلر. در عصر فعلی هم با یک نگاه اجمالی به اطراف، دیکتاتورهای سفاک و قسی‌القلبی را پیدا می‌کنید که شاید نیازی به معرفی نداشته باشند. در این میان اما هیتلر بی‌تردید جایگاه ویژه‌ای دارد؛ پیشوای رایش سوم، مسبب اصلی وقوع جنگ جهانی دوم، باعث‌وبانی یکی از بزرگ‌ترین نسل‌کشی‌های تاریخ و قاتل میلیون‌ها انسان بی‌گناه. زندگی و عقاید شخصی، قدرت‌گیری برق‌آسا و سقوط این دیکتاتور، سوژه‌ی فیلم‌های سینمایی و مستند متعددی بوده است و اگر به آثار مرتبط با جنگ جهانی علاقه‌مند هستید، نباید فرصت تجربه‌ی این عناوین را از دست بدهید.

۱۰- ببین کی برگشته (Look Who’s Back)

سال انتشار: ۲۰۱۵
کارگردان: داوید وننت
بازیگران: اولیور مازوچی، فابیان بوش، کاتیا ریمان، کریستوف ماریا هربست، لارس رودولف، ماری گروبر
امتیاز کاربران IMDb به فیلم: ۷ از ۱۰
ببین کی برگشته، یک اثر کمدی آلمانی است که قصه‌ای ساختگی و تخیلی از هیلتر را روایت می‌کند؛ دیکتاتوری که به سال ۲۰۰۴ منتقل شده است و در موقعیت‌های کمیک قرار می‌گیرد. فیلم ایدئولوژی نازی‌ها را در یک دنیای مدرن بررسی می‌کند و ملی‌گرایی افراطی را در هم در کانون توجه قرار می‌دهد، مسئله‌ای که هنوز هم وجود دارد و بسیار آسیب‌زا است؛ کما اینکه در فیلم مشاهده خواهید کرد که آدولف هیتلر همچنان طرفدار و حامی دارد.

تعامل هیتلر و آدم‌های عادی جامعه، نقطه‌ی عطف قصه است، به‌ویژه رویکرد داوید وننت که به اولیور مازوچی اجازه داده است با لباس و گریم هیتلر به خیابان‌ها برود و با مردم گفتگو کند. ببین کی برگشته چندان دیده نشد و اِلمان‌های کمدی آن شاید برای هر نوع سلیقه‌ای مناسب نباشد اما برای شما به‌خوبی ترسیم می‌کند که اگر هیلتر زنده بود، جهان چه واکنشی به وی نشان می‌داد.

اینجا باید به فیلم «پیشوای من» (My Fuhrer) هم اشاره کنیم، یک کمدی آلمانی دیگر که چندان جدی گرفته نشد اما اثر هوشمندانه‌ای است. قصه در ماه دسامبر ۱۹۴۴ اتفاق می‌افتد، جایی که ارتش آلمان پس از شکست‌های فراوان، در مرز نابودی قرار گرفته است و صدراعظم این کشور، «یوزف گوبلس» برای تغییر شرایط، تصمیم به اجرای یک نقشه‌ی متفاوت می‌گیرد. او از هیلتر می‌خواهد با یک سخنرانی حماسی، به ارتش شکست‌خوردگان انرژی دهد و آن‌ها را متحد کند اما آدولف یک آدم احساسی است که از فوبیا رنج می‌برد و علاقه‌ای به حضور در اماکن عمومی ندارد. این مشکل را تنها یک نفر می‌تواند حل کند: یک یهودی به نام «آدولف گرونبام» که در گذشته، مربی بازیگری هیلتر بود اما در نهایت به یک اردوگاه کار اجباری تبعید شد.

۹- والکیری (Valkyrie)

سال انتشار: ۲۰۰۸
کارگردان: برایان سینگر
بازیگران: تام کروز، کنت برانا، بیل نیگی، کاریس ون هویتن، ادی ایزارد، کریستیان برکل، تام ویلکینسون
امتیاز کاربران IMDb به فیلم: ۷.۱ از ۱۰
امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۶۲ از ۱۰۰
در والکیری، تام کروز نقش افسر مشهور آلمانی، « کلاوس فون اشتاوفنبرگ» را بازی می‌کند که همراه با تعدادی دیگر از افسران عالی‌رتبه‌، در سال ۱۹۴۴ تلاش کرد تا آدولف هیتلر را ترور کند. اشتاوفنبرگ در ابتدا از حامیان حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان بود اما بعدها به یکی از مخالفان جدی هیلتر بدل گشت و تصمیم گرفت تا نقشه‌ی قتل وی را پی‌ریزی کند که ناموفق بود و مدتی بعد دستگیر و اعدام شد.

این ساخته‌ی برایان سینگر علی‌رغم فروش قابل‌قبول، بازخوردهای چندان خوبی از منتقدان دریافت نکرد اما اثر تعلیق‌آمیزی است و تلاش‌ها برای ترور هیتلر را به‌درستی به تصویر می‌کشد (و اینکه او چگونه از این سوءقصدها جان سالم به در برد). والکیری ریتم سریعی دارد و اگرچه اکثر مخاطبان از سرنوشت شخصیت‌ها آگاه هستند اما با آن‌ها همراه می‌شوند و امیدوارند که به موفقیت برسند. بازیگران هم عملکرد راضی‌کننده‌ای دارند، به‌ویژه تام کروز که انتخاب وی برای نقش اشتاوفنبرگ با انتقادات فراوانی همراه بود اما بار دیگر مهارت‌های بازیگری‌اش را به رخ کشید.

۸- تعقیب تبهکار (Man Hunt)

سال انتشار: ۱۹۴۱
کارگردان: فریتس لانگ
بازیگران: والتر پیجن، جوآن بنت، جرج سندرز، جان کارادین، رادی مک‌داول، چارلز بنت، لودویک اشتوسل
امتیاز کاربران IMDb به فیلم: ۷.۲ از ۱۰
امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۹۲ از ۱۰۰
تعقیب تبهکار با ارجاع مستقیمی به آدولف هیتلر آغاز می‌شود و با یک ارجاع مستقیم دیگر به پایان می‌رسد اما قصه‌ی اصلی آن پیرامون یک شکارچی بریتانیایی است که از سوی مقامات به سوء‌قصد به جان هیتلر متهم می‌شود و حالا باید از خود دفاع کند. فیلم افتتاحیه‌ی درخشانی دارد، جایی که دوربینِ اسلحه‌ی شکارچی، هیتلر را هدف گرفته است و او ماشه را می‌کشد اما گلوله‌ای در اسلحه وجود ندارد. او اندکی تأمل می‌کند و سپس یک گلوله درون اسلحه قرار می‌دهد تا واقعاً به هیتلر شلیک کند اما در آخرین ثانیه، یکی از افسرها متوجه او می‌شود و تیرش خطا می‌رود.

(خطر اسپویل) در پایان فیلم، شکارچی به نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا پیوسته و ظاهرا مأموریت مشابهی را دریافت کرده است، اینکه کار را تمام کند. فریتس لانگ با تقعیب تبهکار، به یکی از رؤیاهای تعلیق‌آمیزِ جنگ جهانی دوم پرداخته است: افراد زیادی با تمام وجود آرزو داشتند خود را فدا کنند تا بتوانند هیتلر را به قتل برسانند و سینمای اروپای آن دوران، بارها به این سوژه پرداخت. لانگ علاوه‌‌بر تقعیب تبهکار، سه فیلم ضدنازی دیگر در کارنامه دارد که تماشایی هستند: «جلادان هم می‌میرند» (۱۹۴۳)، «وزارت ترس» (۱۹۴۴) و «ماجرای مرموز و پرالتهاب» (۱۹۴۶).

۷- پناهگاه (The Bunker)

سال انتشار: ۱۹۸۱
کارگردان: جرج شافر
بازیگران: آنتونی هاپکینز، ریچارد جردن، کلیف گورمن، سوزان بلکلی، دیوید سوئیفت، موریس پِری
امتیاز کاربران IMDb به فیلم: ۶.۹ از ۱۰
اقتباسی از رمانی به همین نام نوشته‌ی «جیمز پی او دانل»، پناهگاه به هفته‌های پایانی زندگی آدولف هیتلر می‌پردازد که در یک پناهگاه زیرزمینی زندگی می‌کرد؛ دورانی که «نبرد برلین» در جریان بود و ارتش شروی با حمله‌ی همه‌جانبه، این شهر را تسخیر کرد تا هیتلر و تعدادی از حامیان وی برای فرار از دستگیری و محاکمه، دست به خودکشی بزنند.

فیلم تا حد زیادی مبتنی بر واقعیت است اما برخی از رویدادها را باید ساخته‌ی ذهن نویسنده‌ بدانیم، به‌ویژه بخش‌های گفتگو با دکتر «ورنر هازه»، پزشک شخصی هیتلر که هرگز مصاحبه‌ای نکرد و «کنستانتسه مانتسیارلی»، سرآشپز شخصی وی که در یک سکانس فلش‌بک به روزهای خوب گذشته‌اش فکر می‌کند. پناهگاه از شبکه‌ی «سی‌بی‌اس» روی آنتن رفت و آنتونی هاپکینز برای بازی در نقش هیلتر، جایزه‌ی «اِمی» را به‌ خانه برد.

۶- پیروزی اراده (Triumph of the Will)

سال انتشار: ۱۹۳۵
کارگردان: لنی ریفنشتال
چهره‌های حاضر: آدولف هیتلر، هرمان گورینگ و دیگر اعضای حزب نازی
امتیاز کاربران IMDb به فیلم: ۷.۲ از ۱۰
امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۸۴ از ۱۰۰
پیروزی اراده شاید برترین فیلم پروپاگاندایی تاریخ باشد و یکی از بهترین ساخته‌های لنی ریفنشتال در نظر گرفته می‌شود. این فیلم مستند در چهار روز روایت می‌شود و با دستور مستقیم آدولف هیتلر ساخته شد (او در حقیقت تهیه‌کننده‌ی اصلی فیلم است). شما می‌توانید سخنرانی‌های اعضای عالی‌رتبه‌ی حزب نازی از جمله هیتلر، «رودلف هِس» و «یولیوس اشترایشر» را بشنوید و رژه‌ی نیروهای نازی و واکنش‌های مردم به آن‌ها را ببینید. هدف اصلی فیلم این است که آلمان را به عنوان یک قدرت بزرگ جهانی به رهبری هیتلر نشان دهد.

لنی ریفنشتال برای پیروزی اراده مورد انتقادات شدید قرار گرفت که در دفاع از خود گفت هنگام ساخت آن از سیاست‌های یهودستیزانه و نسل‌کشی‌های وی اطلاعی نداشته است. او سال ۱۹۶۴ بار دیگر در توصیف ساخته‌اش گفت که «همه چیز در این فیلم حقیقت است و برشی از تاریخ، یک فیلم تاریخی خالص». بر کسی پوشیده نیست که ریفنشتال از حامیان نازی‌ها بوده اما در عین حال نمی‌توان انکار کرد که او یکی از بهترین فیلم‌های جنگ جهانی را ساخته است.

اینجا باید به فیلم «پیروزی ایمان» (۱۹۳۳) هم اشاره کنیم که اولین فیلم پروپاگاندایی ریفنشتال است و برخلاف دیگر آثار سینمایی که وجه‌ی شیطانی و منفی هیتلر را نشان می‌دهند، اینجا یک قهرمان ترسیم می‌شود. پیروزی اراده از نظر هنری هم می‌تواند ارزشمند باشد اما پیروزی ایمان را باید یک فیلم پروپاگاندایی خالص بدانیم اما چیزی که آن را به اثر مهمی تبدیل می‌کند، این است که نزدیکی و دوستی هیلتر و «ارنست روم» را نشان می‌دهد؛ افسر مشهور و فرمانده‌ی نیروهای شبه نظامی حزب نازی که نفوذ بالای وی باعث شد تا هیتلر او را تهدیدی بزرگ برای خود بداند و با اتهامات دروغین، ارنست روم را به اتهام خیانت به قتل برساند. هیتلر دستور داده بود تا همه‌ی نسخه‌های پیروزی ایمان را از بین ببرند اما یک نسخه‌ی از آن باقی ماند و سال ۱۹۹۰ در انگلستان پیدا شد.

۵- جوجو خرگوشه (Jojo Rabbit)

سال انتشار: ۲۰۱۹
کارگردان: تایکا وایتیتی
بازیگران: رومن گریفین، تایکا وایتیتی، ربل ویلسون، استیون مرچنت، سم راکول، اسکارلت جوهانسون
امتیاز کاربران IMDb به فیلم: ۶.۴ از ۱۰
تایکا وایتیتی یکی از عجیب‌وغریب‌ترین فیلم‌سازان نیوزلندی (و حالا هالیوودی) است اما باز هم کسی انتظار نداشت که او یک فیلم کمدی درباره‌ی نازی‌ها و آدولف هیتلر بسازد. جوجو خرگوشه اما نشان می‌دهد که وایتیتی می‌تواند هر سوژه‌ای را به طنز تبدیل کند و او یک برداشت منحصربه‌فرد از رهبر بدنام نازی‌ها ارائه داده است. قصه‌ درباره‌ی پسرکی به نام «جوجو» است که هیتلر را عاشقانه دوست دارد و آرزویش این است که در بزرگسالی به وی خدمت کند. او که تحت‌تأثیر تفکرات هیتلر، از یهودی‌ها متنفر است، یک روز با دخترکی یهودی آشنا می‌شود که در خانه‌ی آن‌ها پنهان شده است.

جوجو در یک دوراهی اخلاقی قرار می‌گیرد و با مشاوره‌هایی که یک هیتلر خیالی به او می‌دهد، به‌تدریج به خودشناسی می‌رسد. وایتیتی که علاوه بر کارگردانی، نقش هیلتر را هم بازی کرده است، برداشتی نامتعارف، احمقانه و کمیک از این دیکتاتور ارائه داده است که با همه‌ی برداشت‌های پیشین تفاوت دارد. جوجو خرگوشه برای سال‌ها در «فهرست سیاه» (فیلم‌نامه‌هایی با پتانسیل بالا که کسی بودجه‌ی ساخت آن‌ها را تأمین نمی‌کند) قرار داشت و پس از اکران هم به دلیل نوع نگاه کمدی به نازی‌ها، مورد انتقاد قرار گرفت؛ با این حال، نامزد بهترین فیلم اسکار شد و جایزه‌ی بهترین فیلم‌نامه‌ی اقتباسی را هم به خانه برد.

۴- حرامزاده‌های لعنتی (Inglourious Basterds)

سال انتشار: ۲۰۰۹
کارگردان: کوئنتین تارانتینو
بازیگران: برد پیت، کریستوف والتس، مایکل فاسبندر، الی راث، تیل شوایگر، دیانه کروگر، هاروی کایتل
امتیاز کاربران IMDb به فیلم: ۸.۳ از ۱۰
امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۸۹ از ۱۰۰
حرامزاده‌های لعنتی با حضور کوئنتین تارانتینو در پشت دوربین، با همه‌ی فیلم‌های جنگی پیش از خود متفاوت است. قصه مستقیماً به آدولف هیتلر نمی‌پردازد و در عوض، قصه‌ی گروهی از سربازان یهودی را روایت می‌کند که در پاریس اشغالی، سرگرم مبارزه با نازی‌ها هستند. جذاب‌ترین بخش فیلم اما پایان‌بندی آن است، جایی که تاریخ را تحریف می‌کند و هم‌سو با فیلم‌های ضدنازی، هیتلر را به خیال‌پردازانه‌ترین شکل ممکن به قتل می‌رساند. در نقطه‌ی اوج فیلم، با یک سالن سینما روبه‌رو هستیم که آتش گرفته و هیتلر در آن محبوس شده است تا راه فرار نداشته باشد و در آتش بسوزد.

حرامزاده‌های لعنتی همانند دیگر ساخته‌های این فیلم‌ساز، «تارانتینویی» است، از امضاهای آشنای وی بهره می‌برد و می‌توانیم آن را یکی از بهترین فیلم‌های پیرامون جنگ جهانی دوم بدانیم. بازیگران راضی‌کننده ظاهر شده‌اند اما کریستوف والتس بی‌تردید یکی از بهترین شخصیت‌منفی‌های چند دهه‌ی اخیر را خلق کرده است.

۳- ده روز آخر (The Last Ten Days)

سال انتشار: ۱۹۵۵
کارگردان: گئورگ ویلهلم پابست
بازیگران: اسکار ورنر، آلبین اسکودا، اریک فری، مارتا والنر
امتیاز کاربران IMDb به فیلم: ۷.۱ از ۱۰
ده روز آخر اولین فیلم آلمانی پس از پایان جنگ جهانی دوم است که شخصیت هیلتر در آن حضور دارد و قصه‌ی ۱۰ روز پایانی زندگی این دیکتاتور – از روز تولد تا روز خودکشی – را روایت می‌کند. داستان فیلم حرف تازه‌ای برای گفتن ندارد و آشنا جلوه می‌کند اما به عنوان اولین فیلم آلمانی علیه هیتلر، ده روز آخر کنجکاوی شما را برمی‌انگیزد. بازی خوب آلبین اسکودا در نقش آدولف هیتلر را هم نباید از یاد برد.

فیلم‌ساز ایتالیایی، «انیو د کونچینی» سال ۱۹۷۳ فیلم دیگری به نام «هیتلر: ده روز آخر» ساخت که اگرچه نام مشابهی دارد و قصه‌ی مشابهی را روایت می‌کند اما ارتباطی با ساخته‌ی گئورگ ویلهلم پابست ندارد. این فیلم که «الک گینس» را در نقش اصلی دارد، بازخوردهای مثبتی دریافت نکرد و اثر سینمایی به مراتب ضعیف‌تری است.

۲- دیکتاتور بزرگ (The Great Dictator)

سال انتشار: ۱۹۴۰
کارگردان: چارلی چاپلین
بازیگران: چارلی چاپلین، پولت گادرد، جک اوکی، جان دیویدسون، کارتر دِهِـیوِن، اِدی دان
امتیاز کاربران IMDb به فیلم: ۸.۴ از ۱۰
امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۹۲ از ۱۰۰
در دهه‌ی ۳۰ و ۴۰ میلادی، کمتر کسی شجاعت شوخی با آدولف هیتلر را داشت اما چارلی چاپلین این کار را به بهترین نحو انجام داد. در دیکتاتور بزرگ که از کارهای شاخص این کمدین است، او فاشیسم و قتل‌عام یهودیان را نقد می‌کند و هیتلر و موسولینی را به سُخره می‌گیرد. دیکتاتور بزرگ همچین از معدود فیلم‌هایی بود که در دوران حیات هیتلر، علیه او ساخته شد. گفته می‌شود که چاپلین این فیلم را شخصاً برای هیتلر فرستاد تا تماشا کند. «آلبرت اشپر» از دوستان نزدیک هیتلر، بعدها این قصه را تکذیب کرد و گفت که او هرگز این فیلم را ندیده اما شاهدان دیگری می‌گویند که او فیلم را دو بار تماشا کرده است. هیتلر همچنین این فیلم را در آلمان و همه‌ی کشورهایی که در تسخیر نازی‌ها بودند، ممنوع کرد.

چاپلین نقش دو شخصیت را بازی می‌کند، دیکتاتوری به نام «هینکل» که اخیراً قدرت را در دست گرفته است و یک آرایشگر یهودی که بر اثر سقوط هواپیما، حافظه‌اش را از دست می‌دهد و و از نظر ظاهری، شباهت انکارناپذیری به هینکل دارد. مهارت‌های بازیگری چارلی چاپلین به‌وضوح مشخص است و در بازی او غم متفاوتی به چشم می‌خورد که در آن دوران، در کمتر اثری به چشم می‌خورد. منتقد مشهور، «راجر ایبرت» برای این فیلم نوشته است: «در فیلم شوخی‌های کوچک غم‌انگیز زیادی وجود دارد؛ دیکتاتور بزرگ جدی‌ترین، انسانی‌ترین و تراژیک‌ترین ساخته‌ی چاپلین است. او هیتلر را بامزه نمی‌دانست و با اینکه از استعدادهای کمیک ذاتی‌ خودش استفاده کرده است، کمدی فیلم هرگز خنثی نیست».

۱- سقوط (Downfall)

سال انتشار: ۲۰۰۴
کارگردان: الیور هیرشبیگل
بازیگران: برونو گانتس، الکساندرا ماریا لارا، یولیانه کولر، کورینا هارفوش، کریستیان برکل، توماس کرتشمن
امتیاز کاربران IMDb به فیلم: ۸.۲ از ۱۰
امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۹۰ از ۱۰۰
اگر قرار باشد تنها یک فیلم را درباره‌ی هیتلر پیشنهاد کنیم، سقوط است. این شاهکار الیور هیرشبیگل، همانند ده روز آخر، روزهای پایانی زندگی هیتلر را از نگاه آخرین منشی‌اش، «تراودل یونگه» روایت می‌کند و یک برداشت نزدیک و حتی انسانی از منفورترین انسان تاریخ ارائه می‌دهد. سقوط در نمایش‌های اولیه، برای پرداختن به وجه‌ی انسانی هیتلر و تصویر نه چندان تاریکی که از رایش سوم ارائه می‌داد، مورد انتقاد قرار گرفت اما پس از اکران رسمی، دیدگاه‌ها تغییر پیدا کرد و به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران، به واقعیت نزدیک است. الیور هیرشبیگل برخلاف دیگر فیلم‌ها، هیتلر را یک شخصیت کاملاً اهریمنی و خبیث به تصویر نکشیده است. در عوض، هیتلر موجودی فرهمند و مسحورکننده ترسیم شده است که هرکسی را جذب خود می‌کند.

اینکه هیتلر در فیلم همچون هیولایی دیوانه نیست، شاید برای بعضی تماشاگران غیرمنتظره باشد اما فراموش نکنید که او نه یک جانور وحشی یا موجود فضایی بلکه یک انسان بوده است. البته الیور هیرشبیگل نگاه ملایمی به این چهره‌ی تاریخی ندارد و عناصر آشنای مرتبط با او هم در فیلم به چشم می‌خورد (فاشیسم، جنون، شرارت، استیصال و حماقت). با توجه به اینکه فیلم اقتباسی از کتاب خاطرات «تراودل یونگه»، منشی شخصی هیتلر است، می‌توان اظهار داشت که با پرتره‌ی دقیقی از این دیکتاتور روبه‌رو خواهید شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

قوانین دیدگاه