نقد و بررسی سریال ترکی تپه بادخیز

از اوایل امسال میلادی سریال ترکی «تپه بادخیز»، که به نام «نسیم تپه» (Rüzgarlı Tepe) نیز شناخته می‌شود، حسابی بین بینندگان سروصدا کرده و در همین مدت پخش خود آنقدر سر زبان‌ها افتاده که بعید نیست تا سال‌ها بعد بینندگان همچنان از «تپه بادخیز» به عنوان یکی از سریال‌های ترکی موردعلاقه‌اشان یاد کنند.

این سریال در ژانر درام و عاشقانه داستان عشقی غیرمنتظره را نشان می‌دهد که از تخم نفرت برمی‌آید. «تپه بادخیز» داستان خلیل (گوکبرک ییلدیریم) و زینب (جمره آردا) را دنبال می‌کند که با اینکه پیشینه‌ی متفاوتی دارند، اما ارتباط آن‌ها از یک ماجرای پر از درام به یک عشق متفاوت می‌انجامد. اما چه موانعی در انتظار دو جوانی است که هر قدمی که برمی‌دارند و هر تصمیمی که می‌گیرند می‌تواند نتایجی غیرقابل پیش‌بینی برای خودشان و خانواده‌هایشان به بار بیاورد؟

داستان سریال «تپه بادخیز» چیست؟

داستان با زینب آغاز می‌شود، دختر ثروتمندترین خانواده در شهر، یعنی اصلانلی، که همه او را به خاطر زیرکی، محجوب‌بودن و دل پاکش دوست دارند و از نظر رفتار، الگوی تمام دختران شهر است. اما زینب طاقت دیدن رنج‌های خانواده‌اش را ندارد و بدون پدر یا برادری که به آن‌ها تکیه کند، بار زیادی بر دوشش افتاده است.

در مقابل خلیل را داریم، پسری پر از اندیشه‌ی انتقام که از روزی که اتهام دزدی به پدرش زدند، زندگی کل خانواده‌اش از این رو به آن رو شد. همین ماجرا و اینکه خلیل زیر دست والدینش بزرگ نشده، از او مردی سنگدل ساخته است که عادت دارد خودش با دستان خودش قضایا را راست و ریست کند.

حالا خلیل می‌خواهد از مسبب فروپاشی خانواده‌اش انتقام بگیرد. از بچگی هر موقع از دلیل همه‌ی بدبختی‌ها و دشمن خونی خانواده صحبت شده، انگشت اتهام را به سمت اصلان‌ها گرفته‌اند. پس خلیل هم هدف خود را بر این می‌گذارد که این خانواده را نابود کند؛ غافل از اینکه دختر این خانواده همان زینبی است که قرار است در نگاه اول عاشق او شود.

اولین مواجهه‌ی خلیل و زینب زمانی اتفاق می‌افتد که زینب تصادف کرده و خلیل برای کمک به او می‌شتابد؛ اما وقتی زینب را به خانه‌اش می‌رساند می‌فهمد که با چه خانواده‌ای طرف است. فردای اولین آشنایی و در مراسم نامزدی بزرگترین دختر خانواده‌ی اصلانلی، خلیل، که اندیشه‌ی انتقام در او غلیان کرده، با زمینه‌چینی‌ها و با بی‌رحمی تمام، زینب و خانواده‌ی او را از ویلایشان بیرون می‌اندازد.

به مرور می‌بینیم که شاید داستان آنطور که با نفرت و خشم آغاز شده ادامه نیابد؛ اما دو جوان بین کینه‌هایی قدیمی گیر افتاده‌اند و هیچ کدام حمایت خانواده‌اشان را ندارند. آیا زینب، که حتی مادرش هم زبانش را نمی‌فهمد، می‌تواند به دشمنی اعتماد کند که انگار به خون‌اش تشنه است؟ یا خلیل، که از سال‌ها پیش تخم انتقام را در ذهن او کاشته‌اند می‌تواند زینب را همان‌گونه که هست بپذیرد؟ آیا زینب واقعی همان کسی است که تا خلیل عمر داشته در ذهنش فروکرده‌اند باید از او متنفر باشد، یا دختری که حالا با چشمان خودش می‌بیند؟

داستان چرخه‌ای تکراری از آزار و اذیت زنان درمانده‌ای را به تصویر می‌کشد که هیچ اقوام مردی برای دفاع از آن‌ها ندارند و زینب هم، علیرغم اراده‌ی سرسخت و روحیه‌ی قوی‌اش نمی‌تواند دست‌تنها از پس همه چیز بربیابد. اما نگران نباشید که به تدریج عشق دو شخصیت اصلی آشکار و «تپه بادخیز» به یک سریال عاشقانه‌ی واقعی و شگفت انگیز تبدیل می‌شود. مهم نیست که خلیل و زینب چقدر می‌خواهند از هم متنفر باشند، هر چقدر هم که بکوشند از یکدیگر فاصله بگیرند، دست تقدیر دوباره آن‌ها را به هم می‌رساند.

چه کسانی در سریال بازی می‌کنند؟

سریال ترکی تپه بادخیز

مثل همیشه یکی از جنبه‌های مهم سریال‌های ترکی، که یک‌تنه می‌تواند کار را درآورد یا اصلا آن را خراب کند، بازیگران آن هستند که خوشبختانه «تپه بادخیز» از این نظر کم نگذاشته و گروه بازیگران خوبی در این سریال، هم در نقش‌های اصلی و هم فرعی حضور دارند.

گوکبرک ییلدیریم، بازیگر نقش اول مرد سریال «تپه بادخیز» است که کار خود را با نقش کوچکی در سریال «دنیز یلدیزی» در سال ۲۰۰۹ آغاز کرده است. او سپس با بازی در نقش مرات بالقچی در سریال «مرا ببخش» (Beni Affet) در سال ۲۰۱۵ میلادی نامی برای خود دست و پا کرد. از دیگر پروژه‌های او می‌توان از سریال «عشق و گناه» (Ask ve Günah) نام برد که در ۵۰ قسمت حضور خود در این مجموعه در نقش کاراکتر برک ظاهر شده است. گوکبرک ییلدیریم در بیش از ۱۹۰ قسمت سریال «مرا رها نکن» (Beni Bırakma) جزء کاراکترهای اصلی (یوسف) بود که جایگاه او را در تلوزیون ترکیه تثبیت کرد.

بازیگر مقابل او، جمره آردا، که اجرای نقش زینب را عهده‌دار شده، یکی از چهره‌های تازه‌ی سینما و تلویزیون ترکیه است که توانسته به خاطر همین سریال «تپه بادخیز» نگاه‌های زیادی را به سمت خود بکشاند.

به جز دو بازیگر اصلی، می‌توان به زینب سارپیل بوزکورت اشاره کرد که در نقش تولای، مادر مقتدر زینب، اجرای خوبی ارائه می‌دهد که پیش از این او را در سریال «گرگ تنها» (Yalniz Kurt) نیز دیده بودیم، هیلال کووت به عنوان جانان ایفای نقش کرده است، سردار یوسف که زیاد او را دوروبر خلیل می‌بینید، در نقش کاراکتر ارن خوش می‌درخشد، سلما کوتلوع، بازیگر کاراکتر زمرد است و همچنین می‌توان از بازیگران دیگری چون دیلک آبا، ایلایدا سوماک و سنا پهلوان نیز یاد کرد.

آیا «تپه بادخیز» ارزش دیدن دارد؟

بگذارید اینطور شروع کنیم که درصورتی که از داستان‌های عاشقانه با طعم انتقام خوشتان می‌آید، «تپه بادخیز» برای شماست؛ ولی مسئله این است که اگر از طرفداران پروپاقرص سریال‌های ترکی باشید، احتمالا تا همین‌جا هم «تپه بادخیز» شما را به یاد سریالی چون «گل‌های خونی» (Kan Çiçekleri) و به ویژه سریال «هرجایی» (Hercai)، محصول سال ۲۰۱۹ میلادی انداخته است.

در سریال «هرجایی» هم با روایت یک داستان عاشقانه‌ی ممنوعه طرف هستیم که بین دو خانواده‌ی قدرتمند (اصلان‌بی و شاداوغلو) اتفاق می‌افتد. میران (آکین آکینوزو) به خاطر تلقین‌های مادربزرگش از کودکی با فکر انتقام مرگ والدینش بزرگ می‌شود و تصمیم می‌گیرد با ریان (ابرو شاهین)، دختر خانواده‌ای که دشمن خود می‌پندارد ازدواج کند تا بتواند انتقام بگیرد و البته همانطور که می‌توانید انتظارش را داشته باشید عاشق ریان می‌شود.

با مقایسه‌ی داستان سریال «تپه بادخیز» و «هرجایی» متوجه می‌شوید که واقعا فرق چندانی بین ایده‌ی این سریال‌ها وجود ندارد و اگر یکی را دیده باشید انگار آن یکی را دیده‌اید. البته اگر تابه‌حال «هرجایی» یا «گل‌های خونی» را ندیده‌اید و داستان‌های انتقام و عشق را می‌پسندید، «تپه بادخیز» را از دست ندهید.

از نظر کیفیت کلی سریال نیز تفاوت زیادی بین «تپه بادخیز» و مجموعه‌هایی که ذکر شد وجود ندارد. کارگردانان «تپه بادخیز» عمر بایکول و بولنت دوعان هستند و بایکول خودش کارگردان اصلی مجموعه‌ی «گل‌های خونی» هم بوده که کیفیت کار خود را حفظ کرده است. البته از نظر کارگردانی و تولید نمی‌توانید توقع زیادی از سریال داشته باشید و «تپه بادخیز» فراتر از حد معمول سریال‌های ترکی در این زمینه نمی‌رود؛ اما می‌توان به اصلاح رنگ خوب و لانگ‌شات‌های سریال اشاره کرد که هر چند وقت یک‌بار به تصویر تنوعی می‌دهد و آن را از روند تکراری زوم کردن روی صورت بازیگران خارج می‌کند.

موسیقی پس‌زمینه‌ی دراماتیک «تپه بادخیز» خوب است و به ویژه برای مکث‌های طولانی و بدون دیالوگ جواب می‌دهد که می‌تواند خالی بودن صحنه‌ها را پر کند. البته این موسیقی بعضی اوقات از پس‌زمینه به متن سریال می‌آید و توجه بیننده را از آنچه در جریان است به سمت موسیقی می‌برد.

تنها نکته‌ای که می‌تواند کمی کفه را به سمت «تپه بادخیز» سنگین‌تر کند، اجرای عالی دو شخصیت اصلی سریال، گوکبرک ییلدیریم و جمره آردا است که کش‌ و قوس‌های یک رابطه‌ی سمی را، که البته به عشق می‌انجامد، به خوبی به نمایش گذاشته‌اند.

نمی‌دانیم در ایجاد محبت‌های تدریجی (slowburn) سریال‌های کره‌ای بهتر عمل می‌کنند یا ترکی اما می‌دانیم «تپه بادخیز» یک نمونه‌ی کلاسیک آن است که هر قسمت با هر نگاهی که بین خلیل و زینب ردوبدل می‌شود هزار بار تا لب چشمه می‌روید و تشنه‌تر از پیش برمی‌گردید. می‌توان گفت دو نقش اصلی زوجی استثنایی ساخته‌اند که از آغاز سریال طرفدارشان می‌شوید. این مسئله مخصوصا از این نظر مهم است که بیش از صد قسمتی با آن‌ها همراه خواهید بود.

جمره آردا، با توجه به این موضوع که پیش از «تپه بادخیز» تجربه‌ی بازیگری در پروژه‌ی دیگری را نداشته است، فوق‌العاده باورپذیر ظاهر شده؛ او به خوبی نقش زینب محجوب و ساده‌ای را بازی کرده که با نگاه‌هایش می‌تواند حتی سنگدل‌ترین افراد را هم نرم کند. خلیلی که گوکبرک ییلدیریم به تصویر کشیده هم از همان تیپ پسرهای غیرتی آشنای خودمان است که در سریال‌های ترکی زیاد پیدا می‌شود؛ اما هر وقت کاراکتر او کنار زینب قرار می‌گیرد، انگار که تمام گارد خود را پایین می‌آورد و نمی‌تواند در برابر زینب مقاومت کند.

پخش سریال «تپه بادخیز»، که آن را تحت عنوان «بادهای عشق» (Winds of Love) نیز پیدا خواهید کرد، از تاریخ یک ژوئن سال ۲۰۲۴ و از کانال ۷ ترکیه آغاز شده است. البته سریال هوز تمام نشده و فعلا به قسمت ۱۱۶ رسیده، اما به سرعت جای خود را در میان محبوب‌ترین سریال‌های ترکی بین مخاطبان بومی و خارجی باز کرده است. شاید ترکیب بازیگران جذابی که با اجرای خوب خود این کاراکترها را زنده کرده‌اند با داستانی تکراری اما پرطرفدار دلیل اصلی این محبوبیت «تپه بادخیز» باشد و بتواند شما را هم راضی نگه دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یونترنت
جم یونترنت
اکانت
فروشنده شو
تماس با ما